موزه
وااااااااااااااااااااااای امشب خیلی خوب بود! بعده مدتها کــــــــــــــلی خندیدم.
- تابستون که داشتم از ایران می اومدم توفرودگاه لندن ۵٫٦ ساعت توقف داشتیم... همینطوری که نشسته بودم تک و تنها تا مامانم بیاد (مشکلات چمدونی پیدا شده بود، گمش کرده بودم!) دیدم یکی با کت و شلوار و کراوات داره اونجا قدم رو میره...برام جالب بود اینجا که همه آآآآخرتیریپ اُ شکولین و لباسا از سر تا پا هیچی به هیچیش نمی خوره یکی اینطوری باشه! البته قیافش تابلو ایرونی بود! منم واسه دوستم یه دف آورده بودم و تمام مدت رو شونه ام بود در نتیجه منم تابلو معلوم بود ایرونیم. وقتی گیت-مون معلوم شد و داشتیم به اون سمت می رفتیم دیدم اونم داره میاد... یهو اونجا یکی از دوستام رو دیدم واستادیم حرف زدن که یکی از پشت سلام کرد! اسمش سعیدِ. خلاصه گفت واسه فوق لیسانس داره میاد کانادا و اون یکی دانشگاهِ شهر داره میره و اینجا هیچ کس رو نمی شناسه!
بعد دیگه رفتیم سوار هواپیما شدیم تو راه کلی فکر کردم اگه من یه همچین شرایطی داشتم و جایی می رفتم که نه کسی رو می شناختم نه جایی داشتم که برم چه ترسناک بودا! بعد فکر کردم از پسرای دانشگامون بپرسم کسی هم خونه می خواد؟ خلاصه رفتم شماره تلفنم رو بهش دادم... تو این مدت (۳ ماه) هم هر دو سه هفته یه بار با هم حرف می زدیم. دیشب که حرف می زدیم واسه امشب (پنجشنبه) که موزه ها مجانی (تریپ خسیس بازی! آخه یه خـــــــــــروار واسه موزه هاشون پول می گیرن!) برنامه گذاشتیم........
موزه اش هم خوب بود! برام جالب بود چون اکثر چیزایی که گذاشته بودن مال صد سال پیش بود و با الانش فرق چندانی نمی کرد...
اصـــــــــــــــــــلا قابل مقایسه نبود! ولی در کل خوب بود. بالاخره باید موزه اینجا رو هم می دیدیم دیگه .
بهتره این پستم رو بذارم ...ماشالا تنبلم هی پست نصفه نوشتم منتظرم یه فرصتی بشه تمومشون کنم مخصوصا مامانم هم هست هی باید تو خونه فسقلی منو در حاله تایپ فارسی و وبلاگم رو نبینه!
اینم بگم که اسم موزه چیه چون وسطش انگلیسی تایپ کنم قاط می زنه :
CIVILIZATION MUSEUM ;)

